تو خوبی، و این همه‌ی اعتراف‌هاست. . .

می‌ارزد. به آن همه درد و دوری و دلتنگی می‌ارزد. وقتی که یک روز صبح، ناگهان و بی‌وقفه باریدن می‌گیری، بر همه‌ی خستگی و عطشِ این روزهای داغِ تابستان.
بارشِ باران و آفتابِ توأمان!
چشم می‌دوزم به رنگین‌کمانی که از سرشانه‌های روشنِ تو، تا اشتیاقِ چشم‌های عاشقِ من نقش بسته‌است. . .
من همه مست‌ام. شرابِ جاودانه‌ی من. . .

 

 

/ 8 نظر / 13 بازدید
محمد

بخار شیشه را با دستهایم قطره می کنم و از میان شکل هندسی به تو می نگرم که با چتر سیاهت آرام آرام دور می شوی...

هرا سپهر

اینجا برای نوشتن یا باید خودت باشی و ننویسی یا باید خودت نباشی و بنویسی. تصمیم گرفته ام که بنویسم....

محمد

این یعنی تو هنوز عوض نشدی. هنوز روحیه قبلی رو داری. فقط زود به روز می کنی. واسه همینه که هر روزت معلومه چه حالی داری. فاطمه داشتم بلاگهای قدیمی رو می گشتم. نصف بیشترشون 2 ساله به روز نشده. موندن تو بعضی از وضعیتها مثل موندن تو این دنیا خیلی سخته. تو از پسش بر اومدی. اینا همش نشونه های خوبه. بهت تبریک می گم. فقط این تنهاییت باعث شده زیاد به روز کنی. البته این نظر منه. این روزا زندگیم سخت شده. می دونم به دعا اعتقاد نداری. ولی بازم می گم. دعام کن. خیلی تنهام....................

تلاجن

سلام. با حضور شما دوستان ارجمند شمال کشور و دیگر نقاط ایران زمین . کوششی برای رسیدن به راهی جدید که هر یک از شما قرائتی خاص از این راه خواهید داشت. حرکتی است جمعی که بی دوست میسر نمی‌شود. مروری بر آثار کسانی که با آن‌ها نفس می کشیم و آنان نیز در فضای شعر زنده‌اند . نقد مجموعه‌ي شعر "تهران برای شعر شدن شهر کوچکی‌ست" سروده‌ي داوود ملك‌زاده روز دوشنبه ۲۴/۴/۱۳۸۷ در چالوس براي كسب اطلاعات بيش‌تر، ارايه‌ي نقد و حضور در جلسه به وب‌لاگ تلاجن مراجعه كنيد.

شوخ خولیو

هی این آهنگشو چی کار کردی؟

alireza

كاش می شد بار دیگر سرنوشت از سر نوشت . كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت . كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت با وفا با مهربانیها نوشت. كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت. كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ی كاشها بر دفتر دلها نوشت........

اینجا میتونه يه خونه باشه

تو خوبی اما ای کاش در کنارم می بودی تا از بازدم نفست نفس کشم و حضورم را معنا بخشم. عنوان نوشته ات خیلی زیبا بود

مطهره

کجایی خانوم..نمی نویسی به شور می افتیم ها..گفته باشم...