حیرانی۱

روی تخت دراز می‌کشی. پاهایت را جمع می‌کنی. مثل دوران جنینی‌ات می‌خوابی. دستان‌ات را زیر بغل‌ات پنهان می‌کنی. سرم را روی صورت‌ات خم می‌کنم. موهایم روی صورت‌ات می‌ریزد. پلک می‌زنی. می‌خواهم با تو حرف بزنم. دست‌ام را به صورت‌ات بکشم... دست‌ام فرو می‌رود. خون روی صورت‌ام شتک می‌زند. نگاه‌ام می‌کنی و من دانه دانه خرده شیشه‌ها را از سر و چشم‌ات بیرون می‌کشم. حتا آه نمی‌کشی... لب‌ام را روی لب‌های تاول‌زده‌ات می‌گذارم...


¤
روی لبه‌ی پنجره نشسته. صدایش می‌زنم.
-دارم ستاره جمع می‌کنم.
یکی را بر می‌دارم و گوشه سرم می‌زنم.
-مثل ماه شدی عروسک!
می خندم: اما تو یک مترسکی. تا ریشه مترسک!
چاقو را توی گوشت‌ات فرو می‌کنی. فرو می‌ریزم. پر و کاه از اتاق پر می‌شود.

¤
روی تخت طاق‌باز دراز کشیده‌ای. نزدیک می‌آید. بالای سرت می‌ایستد. دارم از تب می‌سوزم. شیشه‌ی الکل را سر می‌کشی. بخار از من بلند می‌شود و توی چشمان‌ات می‌نشیند. چشمان‌ات را می‌بندی. بند پاره می‌شود. از آن بالا می‌خندی. چشم‌ام را می‌بندم. آرام آرام اوج می‌گیرد و من  ته
                      ن
                      شین
                      می
                       ش
                       وم...

 

پی‌نوشت:
آیا شاعران از رحم رنج زاده می‌شوند؟ یا تنها این من‌ام که در چشمان‌ام تاریخ گریه را خلاصه می‌کنم؟ (نزار قبانی)
خسته‌ام. آن‌قدر که دل‌ام می‌خواهد چشم‌هایم را ببندم و دیگر باز نکنم. دل‌ام از این‌همه سیاهی خسته شده... احمقانه است ادامه دادن وقتی گوش تا گوش زندگی‌ات تاریکی است و حتا هیچ، حتا هیچ افق روشنی پیش‌روی زندگی لعنتی‌ت نیست. حالا اگر هزار بار حافظ بیاید و در صدای تو روشن‌ترین غزل‌هایش را زمزمه کند، حتا خود خدا محمدش را بفرستد توی شب‌ام و آیه‌های بشارت بخواند برام، حالا اگر دست‌های تو حتا سمت چشم‌های یکسره تاریک‌ام به نوازش گشوده شود، حالا دیگر هیچ چیز آرام‌ام نمی‌کند. هیچ چیز حتا قرص کامل صورت تو یا تمام قد خدا...



 

/ 26 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رامين.ر

سلام.اميدوارم حالتون خوب باشه. می خواستم ببينم ايميل را دريافت کرديد؟

اديسه

ولی هنوز مهتاب می شود گاه وقتها از ميان آسمان دود... و يک نفر از اين سوی دنيا و يک نفر از آن سوی دنيا همزمان و با هم در يک لحظه به ماه خيره می شوند انسان هنوز... زاده می شود...

نيروانا

برای ر.ر: الان تو Balk mail پيداش کردم. نديده‌بودم. نمی‌دونم چرا رفته اونجا. ممنون.

پرهام

مستيم درد منو، دیگه دوا نمی کنه!... این ترانه را گاهی گوش می دهم. اما خیلی غمگین است. خیلی غمگین و ناامید تر از آنچه من هستم. بنابراین اغلب اوقات گوش نمی دهم!

دارشانا

کلام شعر در اطراف ماست شاعران هنر گيرندگی شديدی دارند که اين بر بار غمشان می افزايد.با درود

نكته گو

سلام... بابا تو ديگه كي هستي!! قشنگ شده. تو اين مدت كه فتيله ي اينترنت اينطوري كم و زياد مي شه بالاخره دستي به دكوراسيون زدي. فقط اگر اين رنگ زمينه ي سفيد رو يك كم تغيير مي دادي بنظرم بهتر بود. البته بازم قشنگه ها! هم با اكسپلورر و هم با فاير فاكس خوب لود مي شه. مباركها باشد (راستي! وقتي مُردم از من به شما وصيت! ا فقط فقط اين آهنگو برام پخش كنين قول مي دم تا قيامت گوش كنم و جيكّم در نياد)

لی لا - آبی آسمانی

ااااااااااااااامبارکه....چه خوشگل شده اينجا :) اومد بپرسم ميشه راهنمائی کنی در مورد اون فيلمی که مژگان گفته بود .... خخخخخخخخب حالا چرا ميزنی! خب يادم نمياد ديگه، راهنمائيش کن پيداش ميکنم :)

لاشريکستان

رب فکر می کنم به : و عنده مفاتح الغيب لايعلم ها لا هو...و احساس می کنم: هان مشو نوميد چون آگه نه ای از سر غيب...هست اندر پرده بازی های پنهان غم مخور....ميشه به راحتی تغير قالب وبلاگتون عوض شد....فاصله خاکستری تا سياه زياد نيست..!

سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر