قبول کن
نمی‌شود تو را
یوکابدانه به آب بسپارم
تا شاید فرعونی از سر لطف
بیاید و بازت بگیرد
وقتی نیل
از چشم‌های من می‌جوشد
و در دامن‌ام
آرام می‌گیرد. . .

آرام ندارم
این روزها
اندوه تمام کشتی‌های جهان
از بندر چشم‌های من عزیمت می‌کنند
و در بارانداز سینه‌ام
لنگر می‌اندازند!

 

فاطمه حق‌وردیان

 

پی‌نوشت:

یوکابد: مادر موسی (ع)

/ 5 نظر / 20 بازدید
فرید

دخترم فاطمه جان کاش میدونستی وقتی از گریستن میگی دلهای نا آرام ما هم با تو گریه میکنه

سولماز

مثل ساحل آرام باش تا مثل دريا بي قرارت باشند

مجتبی

بسیار زیبا می‌نویسید ولی تا کنون، توی این چند ماه، هر چه از دل نوشته هاتون خوندم همه غمی مبهم و خاص داشت، غمی که میشه با تمام وجود احساسش کرد باورش نه زیاد مشکل نیست، حرف ‌هایی که بر دلم ماندند .... پاینده باشین