روزگارِ آقای O - قسمت چهاردهم

مارچ ۲۰۰۵

هفده روز است خودم را گمْ‌گور کرده‌ام. از آقای O هم خبری نیست. دارم با اندوه‌ام کنار می‌آیم. یک کمی ترسیده‌ام. شرارت آن زن مرا می‌ترساند. خیال ندارم دیگر به آقای O فکر کنم.

   ادامه دارد...

 

/ 6 نظر / 11 بازدید
بلم رانان

شماره ی جديد مجله ی ادبی بلم با آثاری از شاعران و نويسنده گان جوان و بزرگان ادبي منتشر شد. جهت مطالعه، همکاری و تهیه ی بلم به ما سری بزنید.

لی لا - آبی آسمانی

اميدوارم اينا فقط خاطره باشن... متاسفانه من اون روز دير رسيدم يادم نيست به شعر خوندن شما رسيده باشم... اين ماجراها واقعن يه جوريه ... حالم ... تنم ... دلم ... روحم ... می لرزه.

نکته گو

سلام...

afrodit

vayyyyyyyyyy fati fatiye man kheyli damemun garm khosham umad hale asidi azash gereftam we kick his fucking ass