یک هفته است
که باران
تا پنجره‌ی اتاق‌ام بالا آمده
و چیزی نمانده‌ست در خود غرق‌ام کند
درست مثل آن سال
که برف
تا سقف اتاق‌ام رسیده‌بود. . .

عزیزم!
تو نیستی
و هیچ چیز متوقف نمی‌شود
وقت‌اش رسیده بازگردی
تا خورشید به خانه برگردد. . .

فاطمه حق‌وردیان

/ 25 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطیما حاتمی

سلام بلد نبودم از توی گودر، آی دیتو پیدا کنم خواستم بگم، این نامردی بود که منو توی گودرت بلاک کردی. من نوشته ها و مطالبی که شر می کردی رو دوست داشتم همین

مسعود ت

سلام فاطمه خانوم.بسیار قشنگ بود.مرسی که دوباره می نویسی[گل]

ترانه

سلام .باز مثل همیشه قشگ و زیبا. [گل]

دریاچه ی قو

حانم حق وردیان! نمی دانم چرا چندین بار خواندمش. شاید به خاطر حس قشنگی که در آن نهفته بود. شاید. ..........راستی سلام!

فرید

نه برف و نه باران . امیدوارم دلتنگیهامان تا به پنجره یا سقف اتاق بالا نیاید

فیاضی

سلام ( درس اخلاق حاج آقا هالیوود در باب هنر اروتيك ! ) (عمامه هایی که امانت اند !) ( ببخشید ! شما عاشقید ؟ ) ( ما تبهکارتریم یا ف.ا.ح.ش.ه ها ؟؟ ) ... با كمال افتخار دعوتيد !

احسان پرسا

سلام جشن تولدی غمگین گرفته ام که فقط تو دعوتی

محمّد

سلام من که ترجیح می‌دم تو بارون غرق شم...[گل]

MORTAZA

صبر پیشه کن! برای تمام آن چیزهایی که به دست خواهی آورد، و برای فراموشی آن چیزهایی که از دست داده ای. « ان الله مع الصابرین » .......................................................... ای آشنا! دعوتی...