زیبایی‌ام،
بندر
نه!
حتا اسکله‌ی کوچکی نشد
که در کنارم پهلو بگیری...
تو کشتی نیستی محبوب من!
فانوس دریایی‌ هستی،
که از دور
برایم چشمک می‌زنی
و هیچگاه
به آغوش بازم نمی‌آیی. . .


فاطمه حق‌وردیان

/ 10 نظر / 31 بازدید
اراکده

شاعر در اینه نگاه می کند.

جلیل صفربیگی

سلام دوست دوران دور!هم چنان زیبا می سرایی دست مریزاد[گل]

کامران

خیلی خوب بود. 5-6 ساله گه گاه به وبلاگت سر می زنم. این خیلی به دلم نشست.

یه روزی اشنا

دلم تنگ شد خواستم فقط بگم سلام. همین

فرید

واقعا زیبا بود اما بیچاره فانوس فکر بد نکن "همه آرزوست اما چه کند که بسته پایش"

فرید

سلام دخترم شاید تو حرفهای منو بفهمی فقط بگم که بخوبی حرفهای تو رو میفهمم فکر میکنم اشتراکاتی زیادی داریم دو سال از پدر مرحومت کوچیکترم و مثل او رزمنده بودم فاطمه جان میشه ایمیل آدرست رو برام بفرستی؟

کانون ادبی زمستان

سلام 1) نقد آلبوم موسیقی "یه خاطره از فردا" احسان خواجه امیری باحضور عوامل تولید آلبوم (افشین یداللهی، علی بحرینی، مونا برزویی، مریم اسدی، مهرداد نصرتی، بهرنگ بهادر زاده و محمد کاظمی)و منتقدین (عبدالجبار کاکایی، فرزاد حسنی، ابراهیم اسماعیلی، سعید کریمی، آدرین یعقوبی و میلاد ترابی). چهارشنبه 21 مهر ساعت 17 تقاطع بزرگراه نواب و خیابان کمیل شرقی- فرهنگسرای انقلاب – سالن فجر 2) نقد کتاب "به رنگ نارنگی" سروده سیامک بهرام پرور - باحضور: محمد علی بهمنی، یوسفعلی میرشکاک، عبدالجبار کاکایی، حمیدرضاشکارسری، بهروز یاسمی و محمود اکرامی شنبه 24مهر ساعت 17 میدان قزوین، خیابان قزوین، خیابان شهید مرادی، فرهنگسرای رازی - سالن کنفرانس منتظر حضور ارزشمند شما هستیم www.s-aram.blogfa.com مدیر کانون ادبی زمستان سجاد عزیزی آرام

مجتبی

زیبا بود به دلم نشست .... پاینده باشین

پیامبر جنگل

فاطمه جان همه دارن زندگی شونو می کنن مادرت او شاید هم حاج داوود یسه دیگه تو رو خدا بسه دیوانه می کنی آتش می زنی می سوزانی لیلی و استخوانهای دوست داشتنی خیلی تلخ بود قلبم درد گرفت الان عکس حاج داوود جلوی چشممه همون عکس پر درد و خون شاید حاجی هم به این سوختن راضی نباشه شعرت کم کم داره تکامل پیدا می کنه خوش به حالت. منتظرت هستم تا با نقدت گره از واژه گانم باز کنی