إنـّی هاربٌ منک إلیک

موهایت مثل بخت‌ات سیاه بود
من؛
جنین مچاله‌ای توی زهدان‌ات. . .
موهایت را یکی‌یکی
پای قد کشیدن‌ام سپید کردی
می‌ارزم مادر؟
من می‌ارزیدم به این همه سال رنج و تنهایی؟

فاطمه حق‌وردیان

/ 15 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

تولد هر کودک، نشان آن است که : خدا هنوز از انسان ناامید نشده است . رابنیندرانات تاگور

مرتضی

"... بهتون اخطار می کنم. به خون پدرم قسم؛ به خونی که امروز از شدت فشار عصبی از بینی مادرم می ریخت اگه تار مویی از سر مادرم کم بشه دنیا رو بر سرتون خراب می کنم. من توی دنیا کسی و چیزی غیر از مادرم ندارم..." "تار موئی" که "جنینی" چنین چون "جان" عزیزش میداره ، از" سپید شدن" و "رنج و تنهائی" هراس و پشیمانی نداره .

سودا

سلام ،من یک سئوال برام پیش امده لطفا اگه دوست داشتی بمن کمک کن.براساس پژوهشی که توسط بنیاد شهید انجام شده، در هر وصیت‌نامه‌ای از شهدا به طور متوسط چهار بار از سیدالشّهدا، و چهار بار از ولایت‌فقیه یاد شده،می تونم از شما خواهش کنم از وصیت نامه پدر شهیدتونم برامون بنویسید . خیلی ممنون

سیامک

هزار البته که می ارزیدی.... من آرزو داشتم تو فرزندم بودی ... هر زخم تلخ روزگار با حضور فرزندی مثل تو نوشدارو میشود.

سولماز

مي ارزي هزاران بار عزيز

مارال

خدا كند خاطرات بمانند و خطرات بروند عزيزم فرزندي چون تو افتخار هر پدر و مادري است

من

مي ارزي مي ارزي مي ارزي مي ارزي مي ارزي

m19

برای سودا : گزیده ای از وصیتنامه شهید داود حق وردیان : - ای کسانی که وصیت مرا می شنوید! پشتیبانی کنید از روحانیت و اسلام و ولایت فقیه را تبعیت کنید. - خود را آماده کنید برای استقبال از ناجی انسان ها، این امید شیعیان و فریادرس مسلمین. - به خدا توجه داشته باشید و کارهایی که در راه خدا نیست انجام ندهید، مسلمان باشید و متعهد. - برادر عزیزم به مردم و اسلام خدمت کن و فقط در راه خدا قدم بردار چون غیر خدا باطل است. - این دنیا چیزی نداشت که مرا دلبند خود کند و تنها خوشبختی و سعادت را در راه رسیدن به خدای تبارک و تعالی دریافتم.

m19

خیلی زیبا بود. 12 خرداد 1389 ................................... می ارزی... اما باز هم جا داری