از جام عشق‌ات نازنین یارا. . .

این روزها شده‌ام یک گوش بزرگ و یک معده. همین‌جور آرام گوش که می‌سپارم به حرف‌های این همه آدم‌های دور و بر، یکهو به خودم می‌لرزم و می‌بینم هی مدام دارم چرک و کثافت‌های توی جمله‌ها را بالا می‌آورم تند و تند. برای خاطر خدا دلتنگی‌هایتان را مثل چک برگشتی دست‌تان نگیرید. حریم خصوصی من، ارث پدرتان نیست که گذشتن از دیوارهایش را از من طلب دارید!

پی‌نوشت:
. . .یک‌شب بنوشان جرعه‌ای ما را

 

/ 12 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مطهره

مرا که می شناسی خانم اما خودت گفتی نمی خواهی بشناسی و به یاد بیاوری... خوشحال شدم و ... راستش را بخواهی کمی بیشتر تر از کمی ذوق زده شدم که یادت مانده بود مرا که می نویسم یک گوشه ای... شاد باشی نازنین[گل]

مطهره

شرمنده کامنت نگاری می کنم مدام ..راه دیگری ندارم فعلا... می دانم که ادرس گذاشته بودم اما اینجا تنها جایی است که با نام خودم کامنت می گذارم..فکر نمی کردم یادتان مانده باشد من همان نقطه سرخط ام.. نمی دانم چرا فکر می کردم حتما یادت امده است من را..شاید چون من هیچ وقت فراموش نکردم تو را نازنین... مطهره..رشت...نوبخت..فامیل ای ام انشاالله کمی اشناست ..نیست؟

مطهره

چرا فکر می کردم این قدر اشناییم....یا تو تنها اینقدر اشنایی... گلزار شهدای شهرمان از اولین چند در چند هاست پدر بزرگ پدری..کمی انطرف تر هم عمو جان ام...و مادربزرگ ام که سی سال دارد می شود کم کم که همیشه می شود انجا پیدای اش کرد... من درست یادم می اید که با هم بازی می کردیم و چشمان درشت زیبای ات خوب در خاطرام مانده است... وقتی به مادرم گفتم تو را اینجا در این دنیای مجازی پیدا کرده ام باورش نمی شد..هر شب می خواهند ادرس اینجا را بدهم بیایند تو را بخوانند... پیدا کردن اینجا باعث شد مادرم خاطره های اش را بگوید..شاید خیلی گذشته ..خیلی..اما خوب..باز هم اگر یادت نیامد و حوصله ات از دست من سر نرفت بگو..باز هم کلی نشانی دارم که بدهم...

شوخ

دلتنگی های من حریم مقدس منه...

مریم

فاطمه جان سلام حالت خوبه خانوم گل شعر هات خیلی به دلم میشینه دوست دارم باهات بیشتر اشنا بشم البته اگه قابل بدونی بهترین ارزو هارو برات دارم[قلب]

مریم

[گل]

ابوالفضل

خالی بودن پیام های دیگران در این پست نشانگر ، رنجیدیگی همه ی نیروانا خوانان از این پست است

بوتیمار

سلام ... از اون کاری که بالازدید........خلیل عالی نژاد خوندش خیلی خوشم میاد........ وبلاگتونم که معمولن میام.........کتابتون رو هم میگیرم هرچند امسال نیومدم نمایشگاه....قبلیشو لطف کردید و من هنوز دارم......شاد باشید

مطهره

هر چه تو بخواهی نازنین..اما در مورد ادرس وبلاگ ات نمی گفتی هم بهش ان نمی دادم..اینجا را دوست دارم برای خودم نگاه اش دارم...برای لحظه هایی که دلم می خواهد یک کسی چیزی بگوید... هر چه تو بخواهی فاطمه جان...