روزگارِ آقای O - قسمت سی‌ام

تاریخ ندارد!

من خالق حقیقی O هستم. مردی که یک روز با دست‌های جوهری من به دنیا آمد و یک شب با دست‌های جوهری من به سبد زباله‌های غیر قابل بازیافت سپرده شد!
O حرف اول اسم او نبود. O ربطی به اکسیژن هوا نداشت. O مخفف هیچ کلمه‌ای نیست. O  تنها برداشت آزاد من از شخصیتی تخیلی است!
از سرنوشت آقای O خبر موثقی ندارم. نمی‌دانم هنوز در همان فیلم قبلی بازی می‌کند و یا اینکه همزمان در فیلم‌های دیگری هم مشغول بازی است. شواهد نشان می‌دهد که آقای O تازگی‌ها تبدیل به Q شده. مردی گرد و توخالی با یک زائده برای حفظ تعادل!

                                                           پایان

پی‌نوشت:
ندارد!

 

/ 7 نظر / 7 بازدید
عبدالله

...

پونه

به مقدار متنابهی سرگرم شدیم.

مژگان

تموم شد نقره ای من!

پرهام

به قول دوستی! پابه پا خواندم...از اول تا آخر زیبا بود

لی لا - آبی آسمانی

من متوجه نشدم که منظورت از دو نقش بازی در يک نقش برای دو نفره ... وقتی نوشتی دو نفش در دو فيلم به نظرم همان ضعف در مورد خانواد هاش را ميگوئی ... نه غير آن... مردها ساليان سال چنين نقش هائی را با وقاحت ايفا کرده اند عادت کرده اند به اش... اما سالهای اخير زنها هم همينطوری شده اند ... به هر حال متاسفم منظورت را نفهميدم. گمانم رفت به ارتباط اُ با مادر يا خواهرش که پيشتر گفتی نوعی جنون در همه شان بود... داستانت زيادی واقعی بود ولی :)

laleh66

خوب شد تمومش کردی. تو و رضا هر دو تا تون ماهارو داشتين ديونه می کردين. حالا فکر می کنم از دارالمجانين مرخص شدم. خدا خيرتون بده.

afrodit

aghaye o tamum shod cheghadr haghir, hamunjur ke motevaled shod ba khandeo shukhi, yadete fati vaghti dorostesh kardi zadim ghadesh fatiiiiiiiiiiiiiiiiiii naroooooooooooo