پست های ارسال شده در دی سال 1386

رنگین‌کمان شده‌ام. ساعتی به یک رنگ در می‌آیم. شادم. سرخوش‌ام. ناامید می‌شوم. قهقهه می‌زنم. بغض می‌کنم. جای امیدواری هست. دارم ... ادامه مطلب
/ 21 نظر / 21 بازدید
بعد از یک تعطیلات خیلی طولانی باید برگردم خانه‌ی خاکستری خودم. لازم است بگویم چه اندازه غمگین‌ام؟ پی‌نوشت:تنهاهنگامی‌که خاطره‌ات را ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 16 بازدید
مدام از توی دست‌ام سر می‌خورد. چاقو را گذاشتم زیر سرش. با یک دست محکم گرفتم‌اش. دست‌ام سُر خورد. نوک چاقو فرو رفت توی ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 16 بازدید
در کوچه باد می‌آیددر کوچه باد می‌آیداین ابتدای ویرانی‌ستآن‌روز هم که دست‌های تو ویران شدندباد می‌آمد...از صبح افتاده توی سرم ... ادامه مطلب
/ 11 نظر / 17 بازدید
شعر دزدی و داستان دزدی و الخ دیده بودیم. چشم‌مان به جمال پی‌نوشت دزدی هم روشن شد!نوبرید به خدا! پی‌نوشت:ندارد!
/ 4 نظر / 16 بازدید
برف نگران‌ام نمی‌کندحصار یخ رنج‌ام نمی‌دهدزیرا پایداری می‌کنمگاهی با شعرگاهی با عشق.چرا که برای گرم شدن،وسیله‌ای ندارمجز آن‌که دوست‌ات بدارمیا ... ادامه مطلب
/ 8 نظر / 16 بازدید
ای که چون زمستانی                      و من دوست دارم‌ات                                دست‌ات را از من مگیر...* پی‌نوشت:عکس‌ها: برف شب گذشته*: نزار قبانی                   ادامه مطلب
/ 6 نظر / 38 بازدید