آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو. . .

دندان‌ها و بطور کلی فک بالا و پایین‌ام از شدت درد در حال متلاشی شدن هستند. تقریبن سه چهار روز هم هست که چیزی نمی‌توانم بخورم. در واقع به خاطر درد شدید فقط می‌توانم مایعات مصرف کنم یا چیزهایی که نیاز به جویدن نداشته باشند. از طرفی برای خوردن بسیاری از غذاها محدودیت دارم. و مهم‌تر اینکه نباید از داروی مسکن استفاده کنم. حالا  تصورم کن؛
بعد از چهل و هفت- هشت ساعت اصلن نخوابیدن و نوشتن و نوشتن و ترجمه و دنبالِ این رفرنس و آن ماده قانونی توی سر و کله زدن، دیروز صبح بالاخره وا رفتم و همه‌ی روز غیر از چند ساعت مانده به پایانِ شب را مثل یک کوآلای تنبلِ خسته خوابیدم.
الان هم درست شبیه ... علیه‌السلام گیر کردم وسط این همه کاغذ و کتاب و فیش و غیره و این لپ‌تاپِ زبانْ نفهم که درست توی این وضعیت بازی در آورده و من همینطور سرگردان با یک فِلَشْ مِموری بین ایشان و لپ‌تاپِ مامان در رفت و آمد، تا این یکی دو روزِ جهنمی تمام بشود. من واقعن نمی‌فهمم چرا همیشه باید همه چیز را تا دقیقه‌ی نود و استرس و بی‌خوابی و اثباتِ تک‌تکِ قوانینِ مورفی دنبال سر خودم بکشانم! واقعن چرا؟!
بعد من تا حالا نزدیک ١٠٠ صفحه مبانی نظری برای بافت کهن جمع‌آوری و تایپ کردم، اما هنوز از اصلِ ماجرا یعنی تحلیل سایتِ کِیس اِستادی حتا ١٠ صفحه هم آماده ندارم و باید تا شنبه ۶٠ صفحه روی میز باشد! فکر کن!
مهم‌تر از همه اینکه سه ساعت نشستم و متن ترجمه کردم برای سیر اندیشه‌ها و ته‌اش تازه فهمیدم این آقای فالودی با فالودی عزیز بنده تنها تشابه اسمی داشته‌اند و وقتی ایشان طرح جامع همیلتون انتاریو را سال ١٩۴٧ آماده کرده‌اند، فالودی مورد نظر ِعزیز بنده فقط ٧ سال‌شان بود! چرا نگاه نکردم؟ هان؟ واقعن چرا؟
خب من هر چی می‌کشم از دستِ خودم می‌کشم و لاغیر!

پی‌نوشت:
الان فقط غُرم می‌آید!

 

/ 7 نظر / 43 بازدید
مصینا

سلام.گاهی غر زدن واجبه. باید صدای خودت رو بشنوی تا باورت بشه هستی هنوز ....

مهدی صدیقی

سلام بعد از مدتی طولانی توانستم به وبلاگت سری بزنم . از اینکه بروز هستی خوشحالم . به من هم سر بزن .

یکتا

غر زدن بخش مهمی از زندگی آدمهاییه که ... می دونی که فاطمه؟ ... خب یک کم لالمانی رو بگذاریم کنار بد نیست گاهی ...

صراحی

سلام من همیشه مشتری تمام پست های شما بودم و هستم تصویری که در این پست بی آلایش از روزگارتان ارائه دادید . لبخندی پرشیطنت بر لبانم نشاند ولی نه از روی بدجنسی بلکه از روی نوستالژی دقیقه نود همه ی همه ی ما ایرانیان موفق باشید

محمد

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو روز شنبه ...... نمی دونم چرا همیشه این همه مخلوق در حال حال دادن به تو هستند.

هدایت

سلام متن جالبی بود فقط یکخورده زیادی درگیر مسائل تخصصی شدی که باعث می شه مخاطب ارتباطش رو باهات از دست بده.ولی به هر حال دست به قلم خوبی داری. امیدوارم موفق باشی.