هفت سین

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم‌کرد
مهربانی دست زیبایی را خواهد‌گرفت.
روزی که کم‌ترین سرود
بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری‌ست.
روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند
قفل
افسانه‌ای‌ست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست‌داشتن است
تا تو
به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف
زندگی‌ست
تا من به خاطر آخرین شعر
رنج جست و جوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه‌ای‌ست‌
تا کم‌ترین سرود بوسه باشد.
روزی که تو بیایی
برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم...
و من آن روز را انتظار می‌کشم
حتا روزی
که دیگر
نباشم. . .

 

 

/ 7 نظر / 37 بازدید

خدا خيرت بده دخترك! بلد نيستم خوب بنويسم فقط مي خواستم بفهمونم اميدم رو زنده مي كني سرزنده و پيروز باشي...

مطهره

معلوم است که این را هم خواندم..و چقدر این نوای اینجا را دوست دارم..اینروزها عجیب ارامم می کند..امروز در ازمایشگاه کار می کردم و ناگهان دیدم یک ساعتی هست این صفحه دوست داشتنی نیروانا روبرویم باز است و نوایش می اید... یا علی مددی است

نیروانا خوان

سال نو,سال تو,سال خوشی ها برای تو مبارک[لبخند][گل]

ابراهیم هرندی

چقدر عوض شده ای ابراهیم ام همان که از هیچ اتشی رد نشده بود. در بحبوحه ی همان سالی که نیروانا خیلی به هم ریخته بود. یا شاید اینگونه می نمود. خیلی کودکانه اشعارت را وا کاویدم اما انگار جور دیگری نگاه میکردی. به هر حال به قول سپهری: من گدایی دیدم در به در میرفت و اواز چکاوک میخواست. از تو دل/ گیرم .تا همیشه. نوروز پیروز

سوسن جعفری

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سال نو مبارک.دلبند همیشه و هنوز .سخت مشتاق دیدارم