کيستی؟!

از چه جنسی هستی بانو؟
از شنل کدام جادوگر بيرون آمدی؟
چه کسی ادعا می‌کند
نوشته‌ای از نوشته‌های تو را دزديده...
دروغ می‌گويد...
چه کسی ادعا می‌کند
دستبند طلای کوچکی از گنجينه‌ات به سرقت برده...؟
دروغ ميگويد...
چه کسی ادعا می‌کند
شانه‌ای از شانه‌های عاج‌ات را
ربوده...
دروغ می‌گويد...
چه کسی ادعا می‌کند
ماهی‌ای
از درياهای چشمان‌ات صيد کرده...
دروغ می‌گويد!
چه کسی ادعا می‌کند
عطرت را...
نشانی مردی که برايش نامه می‌نويسی را
کشف کرده...
دروغ می‌گويد!
چه کسی ادعا می‌کند
در مهمان‌خانه‌ای از مهمان‌خانه‌های جهان
با تو عشق‌بازی کرده...
يا تو را به تماشاخانه‌ای از تماشاخانه‌های شهر
دعوت کرده
و برايت سينه‌ريزی از ياسمين هديه آورده...
دروغ می‌گويد...
دروغ می‌گويد...
دروغ می‌گويد!

تو موزه‌ای مهر و موم شده‌ای
شنبه
يکشنبه...
سه‌شنبه
چهارشنبه
همه‌ی روزهای هفته...
موزه‌ای تعطیل
به روی تمامی مردان
در همه‌ی روزهای سال...

شعر از: نزار قبانی
ترجمه: فاطمه حق‌ورديان

 پی‌نوشت:
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها...


 

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فیاض خاک

خانوم حق مرديان سلام. وصف شما را از دوست عزيزم مهرداد خان امين هراتی شنيده بودم.با اينکه هم دانشگاهی بوديم سعادت ديدار دست نداد. تا اينکه آدرس وبلاگ شما را نميدانم از کجا ديدم. به اميد ديدار. بر من دل سنگ ملحد گاهی نسيم معنويت وزيدن سعادتی است که کم دست ميدهد.بی شک ديدن لوگوی وبلاگ شما و اين موسيقی و اين گفتگوی زن و مرد اتفاق کم نظيری در اين روزها بود. موفق باشيد.

لاله

اينهمه دست به دهانم چرا نگه ميداری؟ کلام بی واژه در من تا گلو بالا آمده عزيز! می دانم که می دانی سخت انتظارت می کشم...

ايلار

شرق بنفشه رو خوندی؟؟؟ حس می کنم می تونی ارغوان شرق بنفشه باشی... حس نوشته های انتخابی ات اينها رو می گن... موفق باشی رفيق هم رشته دور .....

نيروانا

برای لاله: ؟؟؟

نيروانا

برای آيلار: آره خوندم... مندنی ‌پور... عجيب بود... اتفاقن کلی همذات پنداری کردم :)

پريا

عاليه..اين ترجمه ها از عربی... خيلی برام جالبه. هيشه با ترس و از دور به عربی نگاه کردم!

مجتبی (شاسوسا)

نزار برايم هميشه محترم بوده !!!! نزار شاعری است که برعکس خيلی از شاعران عرب بی هيچ واسطه ای عاشقش هستم!!! نزار برايم.......!!!!ممنون که اين مدت حسابی مهمان خانه نزارمان می کنيد .......!!!!! و ممنون به خاطر اينکه کما فی السابق محروميم از.......!!!!

مرام

سلام!دربدر کوچه های شب به وبلاگ شما رسيدم کارهای جالبی بود مخصوصا با صدای تار...خيلی حال کردم . موفق باشی

عليرضا کبگانی

سلام خانم حق ورديان وبلاگ انجمن ادبی گناوه با دو غزل از حسين جلال پور و حسن فرهادی بروز است.

خسرو

اين خود نيرواناست:مرگ نيازها؛ يا فنا. اما جای شور زندگی و خطر کردن ها و مشروط نشدن به گذشته ها کجاست؟