یا موسی!
من أحبّنی لم نیسنی و من رجا معروفی ألحّ فی مسألتی...
یا موسی!
انّی لست بغافل عن خلقی و لکن احبُّ أن تسمع ملائکتی ضجیج الدّعاء من عبادی، و تری حفظتی تقرّب بنی آدم الیَّ بما أنا مقوّیهم علیه و مسببه لهم...

                                           «تورات»


ای موسی!‌‌
هر کس مرا دوست دارد فراموش‌ام نمی‌کند و کسی که امید خیر از من دارد در درخواست کردن از من اصرار می‌ورزد...
ای موسی!
من از آفریدگان خودم غافل نیستم اما دوست دارم فرشتگان‌ام ناله‌های دعا کردن بندگان‌ام را بشنوند و نگهبانان من ببینند که انسان‌ها و فرزندان آدم با این ناله‌ها به من نزدیک می‌شوند. به سبب دعایی که خودم آنان را به آن نیرو بخشیدم و سبب دعای آنان شدم...

پی‌نوشت:
یا من اقربُ الَیَّ مِن حبل الوَرید...
وقتی که با خودم نیستم با منی حتا. مگر نه؟

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگانبانو

سلااااااام نقره ای من. آی چقد با اين حرف زينب موافقم ها... جدا مراقب خودت باش. راستی می گم بلاسوخته! تنها تنها می ری اونه ور او ! سوغاتی من یادت نره ها... می دونی که چقدر هواتو دارم...اساسی اساسی.

مهرداد

دوست دارم فرشتگانم ناله‌های دعا کردن بندگان‌ام را بشنوند و نگهبانان من ببینند که انسان‌ها و فرزندان آدم با این ناله‌ها به من نزدیک می‌شوند. چرا؟

حق ورديان

می‌ترسم! در من مردی است که ناشیانه اسیر عشق می شود. در من کودکی است که به تماشای کوچه ای بن بست می نشیند. در من شوالیه‌ای است که با خود به جنگ می‌ایستد در من...

حق ورديان

... وبلاگ جالبی داری موفق باشی مشتی يا حق

سوسن جعفری

الان که آمدم اينجا، بااين موسيقي عجيبش بانو ... كه انگار دلم تاري است و نوشتارت زخمه بر من! و خدا ... خدا ... خدا ... سلام!

مژگانبانو

عزيز من چه طوره؟ دلم تنگه واست نازک نارنجی. يک غزل بذار... چقدر ديازپام آخه... تيکه پاره شد بسکه رفتم سراغش...

اسيه

اينجا چقدر دل انگيز است بانويی که نامت؟ نيروانا... قبول تمام حرفهای خدای قران و تورات قبول اما ديگر چقدر ضجه بايد که خسته ام....خسته....خسته...

SAYE

ba salam az dustan dawat mikonam in magale ro bekhunan: http://mag.g00ya.com/politics/archives/050890.php «پيچيدگی ی نقشه ی عملياتی» و «دور از انتظار بودن واکنش اسرائيل» نسبت به ماجرای ربوده شدن سربازان خود در غزه و مرزش با لبنان، همه و همه از آن حکايت می کنند که واکنش مزبور ناگهانی و تصادفی نبوده و از پيش برای چنين «کنش محتمل»ی، «واکنشی قطعی و تعريف شده» و «با اهدافی معين» طراحی شده و آماده ی بکارگيری بوده است. از جمله ی اين اهداف می تواند اين بوده باشد که: _ از ميزان پشتيبانی ی احتمالی از ايران در رويدادی مشابه؛ توسط «افکار عمومی ی مسلمانان» يک "اطلاع واقعی" بدست آيد. _ نحوه ی واکنش هر يک از «دولت های منطقه» در تهاجم احتمالی به ايران، از طريق واکنش فعلی ی آنان «پيش بينی» شود. _ اسلحه ها و «توان عملياتی ی حداکثری» ی حزب الله لبنان سنجيده و نيز نقاط عملياتی ی آنان شناسايی شود. _ اين توان عملياتی و نيز ذخيره ی تسليحاتی تا حداکثر ممکن «تخريب و ضايع» شود. _ چندپارگی ی فرهنگی و سياسی ی لبنان و منطقه آشکارتر و مناسبات شگل گرفته ميان جريان های سياسی در لبنان تضعيف شود.

یکتا

سلام گلم ... خوب کردی عزيز ...

خسرو

در ميانه راه زندگی خروارها شعرهاراخوانده وسروده و سوزانده ام اینک تهی از توهم نزديک بين آينده و دوربين گذشته بی جواب می پرسم از خود چه بی هنگام شناختم همیشه و اينک منظره دلتنگ کویر پيش رو همه در چشم رس سرزمين سوخته پشت پراز تکرار و بازخوانی اما دسترس ناپذیر و باغ افسانه ها و روياهای کودکانه تهی و من خاکستر سر باخته .... دوستانی که می شد همراه باشند گذشته که باشند عشق هايی که می شد بنايی استوارباشند گذشته که باشند وحشت از مرگ که روزگاری برشور زندگی میافزود مدست هاست که ديگر وحشتی ندارد