اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟

پیش از آن که بروی. پیش از آن که برای همیشه از کنارم بروی، بیست ساله خواهم‌شد. برای تو. برای خاطر تو. برای همه‌ی این سال‌های لعنتی که کنارم قطره‌قطره آب شدی. برای این  سال‌های لعنتی که با من فرو رفتی. . .

 

 

/ 3 نظر / 25 بازدید
حامد

نوای خانه ات از آن هاست که تسکین تنهایی است... تشدید تنهایی های آدمی است... مرا دردی ست و دارویی که جالینوس می گوید... که من این درد و دارو را نمی دانم... نمی دانم... آهنگ خانه ات را انگار خودم می زنم... انگار اگر بلد بودم و دست به ساز همین را می زدم.. همین را خلق می کردم ... شاید.. شاید هم شور و شوق آتشکده دل م را... آهنگی برای رقص... نمی دانم...

یکتا

سلام ... این بیست ساله شدن را اگر آنچه فکر می کنم نوشته باشی گاهی کم است فاطمه ... خوبی تو؟

شاید... کسی باشم!!!

دلارامم کجا کاشانه دارد....؟؟؟ ... نتوانستم چیزی بنویسم که بغض در گلویم خشکید... انگشتانم نرمش را برای نوشتن از دست دادند... مغزم منگید و دلمشکست... ... آخر کی میاید؟ عاشق باشی و معشوقت به همان اندازه که به او نزدیکی از تو دور باشد... چه کنیم این تناقض را... خدایا قوت قلب و صدق عمل و زیبایی گفتار به ما عطا کن که ببینیم آنچه در پی آنیم... آمین... فاطمه جان مانند گذشته و گذشته های دور...نهچندان دور که هم دانشگاهی بودیم زیبا می نویسی... روح شهید بزرگوار شاد که چون تو نازنینی پاکدامن به دنیا عطا کرد... شاد و پیروز باشی...