به مادرم گفتم: «ديگر تمام شد»
گفتم: «هميشه پيش از آنکه فکر کنی
اتفاق می‌افتد
بايد برای روزنامه‌ها تسليتی بفرستيم»

پی‌نوشت:
ذبح؟ مثله‌ام کردی ابراهيم!
 

/ 0 نظر / 10 بازدید