. . .، ولی فرق‌است/ سوز از سوز و دود از دود و درد از درد، می‌دانم!

من که همیشه می‌دانم این‌ها، آب و علف‌های پیش از ذبح‌اند، من که می‌دانم این سرگیجه‌های بعدِ مستی، به چه گ..گیجه‌ا‌ی بعدِ خماری می‌کشد، برای چی تند‌ْتند و چشمْ‌بسته پیاله پر می‌کنم؟
من از تکرارِ حماقت‌های خودم خسته‌ام. از تو نه، از خودم گلایه دارم. . .

پی‌نوشت:
پس آن‌شب توی آن بسته‌ی کذایی برایم غم آورده‌بودی. چرا فکر نکردم؟ چرا نگاه نکردم؟

 

/ 6 نظر / 14 بازدید
شاهین

...برگ برگ میریزند..برگ درختان دل..دل به سراب بسته ای..نیست بر آب خانه ای

من هم فاطمه ام

باران باش هیچ کس به باران عادت نمیکند هر وقت که بیاید خیس می شوی ....

فاطمه اختصاری

سلام عزیز بعد مدتها... با شعری تازه در سایت عروض صمیمانه منتظرتان هستم: http://www.arooz.com/mag2/1387/03/post_161.php#more

احسان پرسا

یاد این بیت نظری افتادم که: آب طلب نکرده همیشه مراد نیست شاید بهانه ای است که قربانیت کنند .. خوب باش، اینطوری نمی شه ها !

مزدک

سلام. فاطمه خانم. کتاب دومت هم مبارک. چرا سپید و کلاسیک را باهم منتشر کردی.؟ سنگ پشت من 2 سال است که مجوز نمی گیرد. خبر دارم کتابت در نمایشگاه خیلی خوب فروخته شد. کتاب فروشی بدر هم بسیار راضی بود. خوب این نشان می دهد که شعرهای خوبی دارید و حرکتت رو به جلو است. شماره ای از شما ندارم. یا بهتر بگویم احساس می کنی که نباید داشته باشم. اشکالی ندارد. قصد مزاحمت نیست. گاه گاهی کارهایی پیش می آید که دسترسی به شما را سخت می کند. سال تولدت را می خواهم.؟ کتاب را مطمئنن از میرزانژاد می گیرم و معرفی می کنم. اگر رشت هستی . بیا خانه ی فرهنگ تا آن هایی که از شعرهایت تعریف می کنند را بشناسی.؟ می دانم که نمی آیی؟به هر حال 1 خواسته ی دیگر . خواخور جان چه قدر افسرده ای مدام دنیا را سیاه می بینی. چرا نوشته هات بوی هیزم سوخته می دهد. گاهی نگران می شوم می شویم می شوند . چه قدر حرف برای یک دوست قدمی داشتم. دارم. اگر می دیدمش .....

آ مثل کلمه

سلام. کامنت باید مربوط به پست باشه.میدونم.اما خب یه وقتایی باید قبول کرد برای بعضی پست ها نمیشه کامنت گذاشت. در عوض می خوام لطف کنید بهم بگید که این آهنگ پس زمینه رو از کجا می تونم بگیرم؟