کیه؟

با زنگ در از جا پریدم
سه نیمه شب
در را باز کردم
نگاه کردم
کسی نبود
من قطعن صدای زنگ را شنیده بودم
کسی باید زنگ زده باشد
من بودم که آمدم؟
چهل سال جوان تر
پلیس‌ها آزادم کرده بودند. . .

 

شعر از: آتیلا ایلهان
ترجمه‌ی فاطمه حق‌وردیان

 

پ.ن:
این شعر در شماره‌ی جدید ماهنامه‌ی "تجربه"، صفحه‌ی "شعر امروز جهان"، به اشتباه به نام دوست خوبم سیامک تقی‌زاده چاپ شده که در شماره‌ی بعد اصلاحیه‌ی آن درج خواهد شد. 

/ 0 نظر / 20 بازدید