مردِ من. . .

بگو ای مردِ من، ای از تبارِ هر چه عاشق
بگو ای در تو جاری خونِ روشنِ شقایق
بگو ای سوخته، ای بی‌رمق، ای کوهِ خسته
بگو ای با خدایِ عاشقانِ دل‌شکسته
 
بگو با من بگو از درد و داغ‌ات
بذار مرهم بذارم روی زخمات
بذار بارونِ اشکِ من بشوره
غبار غصه‌ها رو از سر و پات

بذار سر روی شونه‌ام گریه سر کن
از اون شبْ گریه‌هایِ تلخِ هق‌هق
بذار باور کنم یه تکیه‌گاه‌ام
برای غربتِ یه مرد عاشق

رها از خستگی‌های همیشه، باورم کن
بذار تا خالیِ سینه‌ام برات آغوش باشه
برهنه از لباسِ غصه‌های دور و دیرین
بذار تا بوسه‌های من برات تن‌پوش باشه. . . دانلود 
(ترانه: ایرج جنتی عطایی/ اجرا: سیمین غانم)

پی‌نوشت:
کاش زودتر رسیدنِ خبرهای خوب، دست من بود. کاری که از دست‌ام بر نمی‌آید دل‌ام. تنها می‌توانم پابه‌پای چشم‌انتظار‌ی‌ات، پناه ببرم به آن ترمه‌ی بته‌جقه‌دار و دانه‌های سرخِ عقیق. . . نجاة منک یا سید کریم. . .
خدایی هست همین نزدیکی. . .

 

 

/ 10 نظر / 14 بازدید
مطهره

ممنون فاطمه جان ام...خداوند بخواهد تا اخرین روزهای تیرماه هستم...لطف می کنی خانم...[گل]

طاها

تا من رسیدی، فاتحه خواندی و برگشتی دسته گل جامانده را پرپر کنم یا نه؟ دیواره های پیله را سیمان گرفتند، آه! درددل پروانه را باور کنم یا نه؟

احسان پرسا

می پرسند: رو به راهی ؟ آری.. اگر بدانم از کدام راه می آید .. ___________ سلام

پری کوچک غمگین...

فاطمه جان.... کاش هیچ وقت این ترانه را نمی گذاشتی... زیباست اما... هزار خاطره ی کشنده به جانم هجوم آورد....

پری کوچک غمگین...

فاطمه جان.... کاش هیچ وقت این ترانه را نمی گذاشتی... زیباست اما... هزار خاطره ی کشنده به جانم هجوم آورد....

یکتا

سلام ... هر بار می شنوم ...

مزدک

سلام. ایم پیام از طرف آقای علی رضا پنجه ای است. " دخترم اگر تمایل داشتید ما آمادگی آن را داریم تا در ماه آتی به نقد و بررسی مجموعه شعر تازه ی شما با حضور خود شما بنشینیم، در خانه ی فرهنگ گیلان . حلقه ی شاعران 5 شنبه ها همیشه. در صورت توافق مزدک بقیه راهنمایی را انجام خواهد داد"

شازده

ترانه خاطره انگیزیست.خدا هست.

شاید... کسی باشم!!!

سلام... سکوت........ خداحافظ......!!!!!