Woman'sDay.jpg

دختری یا پسر؟
دل‌ام می‌خواهد دختر باشی و یک روز چیزهایی که من حالا حس می‌کنم، تجربه کنی. مادرم می‌گوید: زن بودن بدبختی بزرگی‌است. من اما حرف‌اش را قبول ندارم. وقتی دل‌اش می‌گیرد، می‌گوید: ای کاش مرد دنیا آمده‌بودم.
می‌دانم دنیای ما با دست مردها و برای مردها ساخته‌شده و زورگویی و استبداد در وجودش ریشه‌های قدیمی دارد. در قصه‌هایی که مردها ساخته‌اند، اولین موجود یک زن نیست. بلکه مردی است به نام آدم. بعدها سر و کله‌ی حوا پیدا می‌شود تا آدم را از تنهایی در بیاورد و برایش دردسر ایجاد کند. در نقاشی‌های کلیساها، خدا همیشه یک پیرمرد با محاسن سفید است نه یک پیرزن موسپید. تمام قهرمان‌ها مرد هستند. از پرومته که آتش را اختراع کرد تا ایکاروس که آرزوی پرواز داشت. مادر مسیح -پسر روح‌القدس- هم تنها یک مادر رضاعی بوده.
با این وجود، حتا اگر قرار باشد نقش یک مرغ کُرچ را بازی کنی، زن بودن بسیار زیباست و شهامتی تمام‌نشدنی می‌طلبد. یک نبرد که پایان ندارد!
اگر دختر به دنیا بیایی، می‌بایست خیلی چیزها را بیاموزی.
اول از همه باید بسیار بجنگی تا بتوانی بگویی اگر خدایی وجود داشته‌باشد، می‌شود او را شبیه یک پیرزن سپیدمو هم نقاشی‌ کرد. خیلی باید بجنگی تا بتوانی بگویی وقتی حوا میوه‌ی ممنوعه را چید، گناه متولد نشد. بلکه آن روز یک فضیلت باشکوه متولد شد به نام عصیان. خیلی باید بجنگی تا ثابت کنی در بدن نرم‌ات چیزی به نام عقل هم وجود دارد که دوست داری به ندای آن گوش بسپاری.
مادر شدن نه حرفه است و نه وظیفه. تنها یک حق است. از میان هزاران حقی که داری. آنقدر این حق را فریاد می‌زنی که از پا می‌افتی و تقریبن تمام مواقع شکست می‌خوری. اما نباید دلسرد شوی. نبرد از پیروزی زیباتر است. به سمت مقصد رفتن از رسیدن به هدف باارزش‌تر است.
وقتی به مقصد می‌رسی یا برنده می‌شوی، در خود خلأیی احساس می‌کنی. برای پرکردن این خلأ باید دوباره راه بیفتی و مقصد تازه‌ای پیدا کنی.
آری! دل‌ام می‌خواهد دختر باشی. امیدوارم هرگز حرف‌های مادرم را تکرار نکنی. همان‌طور که من هرگز تکرارشان نکردم!
(نامه به کودکی که هرگز زاده نشد/اوریانا فالاچی)

 

/ 6 نظر / 14 بازدید
ایمان

می خواستم که بانگ هستی خود باشم . . .

نیروانا خوان

[لبخند][گل]

مطهره

دلم میخواهد دختر باشی تا بدانی .... خواندم...

ابراهيم اسماعيلي

و من هم اينها را خوانده بودم و باز خواندم اما هيچ‌وقت نمي‌پذيرم كه «مردي» و «زني» در ذات خود عيبي باشد؛ همان‌طور كه به خاطر خيلي از اين حرف‌ها به «زن‌ها» و «مردها» حق مي‌دهم.

مصینا

اینک منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد