درهای خانه‌ام را به رویت می‌گشایم
درهای بی‌شماری پشت سرم بسته می‌شوند. . .
چشم بگشا
چشم‌های خاکی‌اش گور من بودند
چشم بگشا
تا در بیکران آبی‌ات پرواز کنم!

فاطمه حق‌وردیان

/ 33 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

شک نکن پدرت کمکت می کنه من از توسل به شهدا نتیجه گرفتم تو هم اعتقاد داشته باش معذرت می خوام مطمئنم که اعتقاد داری به انی موضوع شک نکن

مسعود

شهیدان زنده اند الله اکبر

مسعود

تمام لحظه ها را دریابید قبل از اینکه لحظه ای شما رادریابد

محمد رفیعی

با اشک شوق و خاک زمین گل درست کرد ورزیده ات نموده و خوش/گل درست کرد جایی که در خور تو بداند زمین نداشت در سینه های اهل زمین دل درست کرد سلام . به روزم

پژمان‌الماسی‌نیا

به ارغوان دلت خون می‌فرستم و به گیسویت باد باد. . . . . . ● دعوت به مراسم خوانش "تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار" / 2

leila hekmatnia

سلام سورنا به روز است . . وسط حرفهایم جایی است که می توانی بپری - اتانازی ؟ رگم آماس می کند از این همه تیغ...می دانم آن روز .... تو با عقل بز و هیکل آدم ات اسطوره شده ای در یونان من مرتاضی شده ام که شهادت می دهد : دوستت ندارم .... نداشتم . بر گرد به صحنه ای از زمین که به خاک داده من را می روم اما به اندازه یک آدم زمین نباش که با همه بگردی .. . . و حرفهایی برای خواندن در ادامه ی مطلب ... منتظر نقد ارزشمندتان هستم . با احترام -لیلا حکمت نیا

رضا کرمی

سلام....بسیار زیبا...دست مریزاد...من نیز با غزلی تازه و لینک آخرین نقدها ونوشته هایم در روزنامه جام جم به روزم

فرهنگخانه

سلام موجب شادمانی است تا سامانه هنری و ادبی فرهنگخانه با شما تعامل بیشتری داشته باشد