نه!
کاری به کار عشق ندارم!
من هیچ‌چیز و هیچ‌کسی را دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را 
یک روز
خوشحال و بی‌ملال ببیند
زیرا
هر چیز و هر کسی را
که دوست‌تر بداری
حتا اگر یک نخ سیگار
یا زهرمار باشد
از تو دریغ می‌کند. . .
پس
من با همه وجودم
خود را زدم به مردن
تا روزگار،
دیگر کاری به کار من نداشته‌باشد
این شعر تازه را هم ناگفته می‌گذارم
تا روزگار بو نبرد. . .
گفتم که
کاری به کار عشق ندارم!     (قیصر امین پور)

پی‌نوشت:
حال و حوصله دیالوگ‌های بی‌سر و ته ندارم. حال و حوصله‌ی سلام و چطوری و چه‌ خبرهای نامربوط. دل‌ام یک سکوت بی‌سر و ته می‌خواهد. از این روزهای لاک‌پشتی و شب‌های اسلوموشن خسته‌ام. کاش یکی زندگی را روی دور تند می‌گذاشت.

 

 

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

فردا روز موعوده....شیری یا روباه مهندس؟!

کورنلی

سلام به همه ی بکس رپ من هستم یک رپر گم شده که داره خاترات گم شده خیلی زیاد من کورنلی هستم خوشال هستم که اینجا هستم الانم نشستم تورو نشون میدم با ش

طاها

این هم دلاین پروژه های لعنتی! اگه شد این بار با غزل به روز کن لطفا مرسی

معصومه قلی‌پور

تو کجایی در گستره بی مرز این جهان تو کجایی

نیرورنا خوان

نه! کاری به کار عشق ندارم! دقیقا مسله همینه.ما کاری به عشق نداریم این عشقه که به ما کار داره.... Happy Valentine[گل]

حامد

و ما هم چنان دوره می کنیم شب را و روز را ... هنوز را...

یکتا

چگونه ای دخترک؟

بهروز

پس چرا شب های من این قدر سریع میگذره مثل باد . من در این زمان سریع السیر گم شدم ... نمی دانم در کدام واگن این قطار زندگی هستم !!!

فرشته

بنویس من دوستشان دارم.این دلنوشته ها را.