بیزارم از این جبر جغرافیایی،
که دیدن
و لمس دست هایت را
ویزا-لازم کرده  است. . .

فاطمه حق وردیان

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس نبی

. . . یا مثلا اون دوستمون تو پست شنبه 15 خرداد که می‌گفتن چرا عمدا اشتباه تایپی داره واقعا برای من هم سواله که چرا اینطوریه؟ اگه براتون اهمیتی نداره آدم هایی مثل ما بیان تو وبلاگتون که هیچ ولی اگه ما رو هم با کم سوادیمون دوست دارین مطالبی که عامه فهم هستند رو بیشتر تو وبلاگتون بگذارین تا ما هم بتونیم از وبلاگ شما لذت ببریم ببخشید انقدر پرحرفی کردم نمی‌دونید چقدر دلم می‌خواد معنی خیلی از شعر هاتون رو بفهمم[مغرور] التماس دعا

فریبا زمانی

سلام شما رو با شعرهای کلاسیکتون میشناسم.. توی کتابی خوندمشون.. . . ولی اینها هم جالبند.. یعنی این ویزالازم بودن،یک درد است انگار.. . . وبلاگ من تازه نوپاست،اما خوشحال میشه که گرمی حضورتون روحس کنه.. موفق وماناباشید یاحق

یکتا

سلام ... فاطمه ... چه دلتنگت بود این خونه ...

یکتا

نزدیک و دور ... چرا این طوره همیشه بین ما؟ ...

علی

چشم به راهتانیم با غزلی جدید

صالح دُروند

سلام حق وردیان! شعرهای تازه ات خوب است

ناظم قایم مقامی

سلام خانم حق وردیان .خوشحالم که فضای مجازی این امکان را فراهم کرد که دریچه ای از شعرهای شما را به روی خودم باز کنم به امید دیدار سبز باشید

م.م.ب

خب چرا سر شوخی رو باز کردید؟ [لبخند]

شعریران

دوست گرامی سلام.برای تکمیل فهرست جامعی از شاعران فارسی زبان نیاز به یک ایمیل از شما داریم. لطفا بفرمائید و همکاری کنید. با تشکر شعریران ایمیل ارتباطات pr@sheriran.com

سپیده

این بار نه جبر جغرافیایی که جبر انسانی دچارم کرده و، ب ی چ ا ر ه....