چون می‌روی بی‌من مرو، ای جانِ جان بی‌تن مرو. . .

درست مثل یک غده، مثل یک زخمِ ملتهب، مدام توی تن‌ام نبض می‌زند. 

پی‌نوشت:
دزدیده چون جان می‌روی اندر میانِ جان من
سرو خرامانِ من‌ای، ای رونقِ بستانِ من. . .

 

/ 7 نظر / 32 بازدید
مطهره

عیدت مبارک خانومی....برات بهترین ها رو ارزو دارم....

شازده

عید شما مبارک.شما مختاری که هرچه خواهید بنامیدم...!به جان داداش رضا!

سید علی شفیعی

سلام این بار می خواهم جور دیگر باشم: ۱- دو - سه روز زود به روز شدنم که گناه کبیره نیست ؟ ۲- این بار فقط می شنوم . ۳- کامنت ها باقی می مانند ، مادامی که ... . ۴- این بار حتی بروز شدنم را خبر می کنم . باقی بقایتان

امین خسروی

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور-مثل خواب دم صبح- و چنان بیتابم که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت-بروم تا سر کوه-دورها آوایی است که مرا می خواند.........چون می روی بی من مرو...............

آرشام

سلام من نمی دونم شما منو یادتون هست یا نه فقط اینو می دونم بعد از یک سالی که رفتن وب خودم به یاد گذشته ها لینک بچه ها رو چک کردم چه دورانی بود وب نویسی .راستی این آهنگ وبت دل تنگم کرد و اشکمو در اورد ..... خوشحالم ژایدار میبینمت یا حق

مطهره

سلام خواستم تلفن کنم و خداحافظی کنم دلم نیامد...یعنی کلا خداحافظی رادوست ندارم... امروز شنبه است و من شب پرواز دارم... دوست دارم...برام دعا کن