یوکابد!
گریه کن
موسا به تو باز نمی‌گردد.
زندگی هر که را ببرد
دیگر برنمی‌گرداند. . .

فاطمه حق‌وردیان

 

/ 21 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک من!!!

یوکابد! گریه کن موسا به تو باز نمی‌گردد. زندگی هر که را ببرد دیگر برنمی‌گرداند. . .

سمیه ح

سلام عزیزم.خونه ما ته اون کوچه بود.حتما یادته.البته من هم تو دانشگاه گیلان درس خوندم.یک بار تو سرویس دیدمت.چشمات درست مثل بچگی هات بود.ترسیدم اشتباه کرده باشم.نیومدم جلو.بعد ها تو نت عکست رو دیدیم و فهمیدم خودت بودی.هر وقت دغدغه هام زیاد میشه میرم تو اون محل.یاد کودکیم عجیب ارومم میکنه.راستی به مادر بزرگ سلام برسون.[گل]

رضا کرمی

سلام ...کوتاه و عمیق دست مریزاد... با غزلی تازه به روزم ماه ، ماهی ، برکه....در دامان شک ها زندگی کردم سالها در آرزوی شاپرکها زندگی کردم چشم تا وا کردم از قلّه به قعر درّه افتادم کودکی بودم که با کوه مَحَک ها زندگی کردم

علیرضا لبش

سلام خانم حق وردیان. از خواندن شعرهایتان در کتاب دفتر شعر جوان لذت بردم. خوشحال میشوم به وبلاگ من سری بزنید.

مسعود

همیشه میان آن چیز که می دانی وحقیقت فاصله است پس گاهی اوقات شک ...

saghi

شب وقتی ستاره ها به گل آفتابگردون چشمک میزدن اون سرش رو انداخت پایین و زمزمه کرد که هنوز به خورشید وفا دارم(پیشم بیا)

نیلو

درود عزیز به روزم با: بی گناهی بالای دار! منتظر حضور و نقدتان هستم. بدرود [گل]

پری دریایی

مگر نمي داني که بزرگترين دشمن آدمي فهم اوست!!! پس تا ميتواني خر باش تا خوش باشي. با عرض سلام و احترام بابا با معرفت حالا ديگه نمياي استقبال! آب دستته بذار زمين بيا استقبال من! پري دريايي! ناز نوشت هم نذاری دعا میکنم کچل شی.

مسعود

گریه کن لحظ ها باز نمی گردند لحظ ها هر که را ببرند دیگر بر نمی گردانند...