آه‌دم!

 تو هم یکی مثل ِ آن همه‌ای
تنها من‌ام که همین یک بخش‌ام؛
آه‌
بدون ِ دَم...

 

پی‌نوشت:
احساس می‌کنم با مرگی که در آرزوی‌اش بودم فاصله‌ی چندانی ندارم. دیگر برایم بی‌تفاوت است. حتا مرگ برایم بی‌تفاوت است. دیگر به آن فکر نمی‌کنم. موجودیت‌ام جابجا شده‌است.آن‌چه از من مانده زنی‌ است که هنگام بیدار شدن می‌ترسد. زنی که میل دارد به جای او باشد. به جای آن مرد. همه‌ی شخصیت من همین است. همین میل.         (درد / مارگریت دوراس)

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيروانا

برای خط فاصله باران: يعنی نمی‌دونم کدوم دوست زيادی مهربون‌ام چند بار پينگ‌ام کرد و ملت رو سر کار گذاشت و کشوند اينجا. من هم ناچار شدم آپ کنم :(

فرهاد

سلام. عرض کنم که فيلتر ارکات ندارم. يعنی اداره ما ارکات را فيلتر نکرده ولی يه سرچ اگه بکنبن حتما پيدا می کنين.

لاشريکستان

رب حیف...اینجا که میشد دلنامه باشه...داره غمنامه میشه...

نكته گو

سلام و خسته نباشيد.

پاسيون

درودبر حق ورديان گرامی اين نگاه دوراس ( فرانسوی ) به جابجايی موجوديت،حسی همگانی ست که در اکثر نويسندگان زن فرانسوی ريشه دارد. هرچند همذات پندارذي با اين حس را بايد به زنان واگذاشت! بامهر

نيروانا

به آميرزا: منظورت اينه نگران‌ام هستی بی‌سواد :)

عشق به خدا شاهراهی به کمال

او فقط تپش های پاک قلب سپیدش را می خواهد و جریان نور آرامش در رگهای جوان روحش ! آن شب که در نقاشی هزار رنگ روزگار هر چه گوش کرد صدایی از دل صورتک های مردمان خسته بر نیامد.. آن شب و شب های دگر گذشت ... هر چه زمان در لابلای مه تردید میدود ... خورشید آرزوها به سمت غروب میل میکند ... افسار این تیزتک تاریخ در دست کیست ؟ که رد پایش را تنها آسمانیان میبینند ... کودکی میگفت این نور زلال که از روزنه سقف بازار به دستان پینه بسته مسگر ها خورشید هدیه می کند خداست ... اگر اوبا تلنگری از ما بخواهد سرمای این زمستان بی پایان را درطلوع سپیده بهاری تفکر پایان بخشیم چه ؟ اما آنان که ابرهای تیره جهل را هر بار در هر نفس بر آسمان دلها دود میکنند و سلامشان بوی گند مرداب میدهد .... آنان از رود خانه ها می هراسند . ای کودک بیدار دل نترس ... بهار تو روزی می آید آن روز اسباب بازی ها یت را رودخانه اندیشه خواهد برد و تو خواهی فهمید که رودخانه چه تند میرود ... تو خواهی فهمید که از اینجا تا دریا راهی است !.... نترس!

سارا

غروب دمادم دستهايت را خواهم ديد.