تو آن نه‌ای که دل از صحبت تو برگیرند. . .

به او بگویید دست بردارد
سوراخِ این سد،
با انگشت‌های نحیف‌اش بسته نمی‌شود.
بگویید دست بردارد
اما پیش از آن
پیش از آنکه دست‌اش را
از سوراخِ این سدِ ترَک‌خورده بردارد،
پیش از آنکه ترک‌ام کند،
به او بگویید دوست‌اش دارم
به او بگویید بسیار دوست‌اش دارم. . .

فاطمه حق‌وردیان

/ 10 نظر / 28 بازدید
یاس نبی

سللام خوش به حالش که بسیار دوستش داری . . . [رویا] خدا شانس بده پس دو به هم زن می‌شویم [شیطان] اطمینان داری که دستش روی سوراخ هاست؟ اطمینان داری که سوراخ‌های آن سد از ضربه‌ی انگشتان خود او نیست؟ من خود، او را دیدم با تیشه‌ای پنهانی در راه سدی استوار، با چشمانی پر از خون و . . . [شیطان]

یاس نبی

زیبا بود. با تشکر از شعر شما [مغرور]

سپیده

فاطمه... یک چیزی افتاده توی سرم هی دور میخورد... این دلنوشته ات مرا یاد چیزی انداخته که نمیدانم چیست..... هی دارد دور میزند توی این مغز وا مانده ی لا مذهب... به او بگوید بسیار دوست اش دارم.... سد ترک؛ خورده ی دلم، همین روزها می ریزد، می دانم، می دانم، می دانم....

بفرین

سلام من عاشق شعروادب عاشقانه م اگه به وب منم سربزنی خوشحال میشم یه چیزی توهمین مایه هاس.اگه لینکم کنی ممنون میشم آخه وبت محشره باعث افتخارمه.[پلک]

م.نهانی

دست برداشتن از سکوت لحظه های سایه وار... درود. زیبا می نویسید. مانا باشید.

حامد

چقدر زیبا می نویسی چه صمیمانه دوست می داری چه بلند فریاد بر میداری چه عمیق درد می کشی چه جانکاه تیر می کشی و چه ساده و غمگنانه درد دل می کنی ... دوست می دارم روزی را هم که سرمست و خرامان خنده کنی ... آغاز کردم به خواندن ولی ندانستم کی به پایان آمد خدایت یار باد

ناهید آهنگری

سلام و وقتتون بخیر...3-4 باری میشه به وبلاگتون سر میزنم...کتاب من زندان توام یونس رو هم خریدمو خوندم...زیبا بود...البته من همیشه در اشعاری که می خونم دنبال یه چیز خاص برای شاعر میگردم تا بتونم با اون ذهنیت شعرهاشو ادامه بدم...راحت و بی شیله پیله شعر گفتن چیزیه که من خیلی بهش اهمیت میدم و در اشعار شما پیداش کردم...همون چیزی که معمولا در شعرهای این دهه کمتر به چشم می خوره و تقریبا همه درگیر زبان بازیهای گزافه خودشونن...بدون اینکه بونن واقعا چرا؟!...ظاهرا همشهری از آب دراومدیم...به فال نیک میگیرم...خوشحال میشم به تارنمای حقیرانه ما هم سری بزنید...منتظرم...جاری باشید[گل]

نکته گو

سلام... روز پدر بر ساکنانِ مقام «عند ربهم یرزقون» مبارکباد. برای پدرتان از صمیم قلب دعا می کنم. راستی! شعر کوتاه قبلی تان، پژواک غریبی دارد و بی اراده از وقتی که خوانده ام آن را زمزمه می کنم.