-چرا همه از خدا مرگ می‌خوان جای ِ زندگی...
-آخه زندگی چی داره به آدم بده دیگه...؟
-...
-...

پی‌نوشت:
«مگه ما چند بار به دنيا می‌آييم؟
مگه ما چند بار از دنيا می‌ريم؟
ميگن درست در لحظه‌ی مرگ 21گرم از وزن هر كس كه داره می‌ميره كم ميشه...
و مگه 21گرم چقدر ظرفيت داره؟
مگه چی از ما كم ميشه؟
مگه چی ميشه اگه ما 21گرم از دست بديم؟
با رفتن اون چی ميشه؟
مگه چقدر ارزش داره؟
مگه چقدر ارزش داره؟
21گرم... وزن يه سكه‌ی پنج سِنتی... وزن يه مرغ مگس‌خوار... يه تيكه شكلات...
21گرم چقدر وزن داره؟»  (جملات پایانی فیلم ۲۱گرم)


/ 5 نظر / 12 بازدید
مريم م

مرگ خواستن چيز مزخرفی ست وقتی يقين بدانی انسان و دردهايش تا بی نهايت ادامه دارند .. مرگ تنها فصل مشترکی ست بين دو حد!

مريم م

راستی چقدر اينجا هوای گذشته را ديگر ندارد برايم .. درست شبيه افتادن شی شيشه ای ِ گرانی از دست، گرانی اينجا هم گويی شکسته است در چشمانم! ببخش برای ِ بيان احساس واقعی ام از وقايع و آدم ها و همه چيز ... اين روزها و اين جاها آدم ها همه پشت يک چيزی قايم می شوند .. از ديده شدن می ترسند!

خانه ما

من خالق مرگم..نطفه اش در سرنوشتم بود...

ریحان

فاظمه جانم دلم برایت خیلی تنگ شده

معصومه قلیپور

سلام گلم. يه سر به من بزن .ديشب يه چيزی نوشتم و الان که صفحه ات رو ديدم احساس کردم مغزامون باز مثل قديم بوم...فکرامون عين هم بود انگاری. راستی فيلمش رو خيلی دوست دارم