شیدا شدم. . .

دست و دل‌ام می‌لرزد. انگار که انگشت‌های تو به تب، زخمه‌ها بزند بی‌قرار، بر تارهای بی‌تاب تن‌ام. صدای ناظری، من را از این‌جا که نشسته‌ام می‌کَنَد، پرت‌ام می‌کند به آن روزهایی که از بس کنسرت تبریزش را می‌گذاشتم روی دو تا تصنیف اول و مست می‌شدم، نفس‌اش بالا نمی‌آمد. . .
پرت‌ام می‌کند به آن شب مهتابی که من و س. و ن. رفته بودیم کنسرت ناظری و گروه مولانا و همین که شروع کرد به خواندن، شیدا شدم شیدا شدم. . .
به روزهای آن تابستان داغ بی‌تو که فقط من بودم و صدای او و باران اشک. . . تو می‌آمدی کنار آن صدای عزیز و دل‌ام پر می‌شد از تمنای بودن‌ات، بودن‌ات، بودن‌ات. . .
کجای این شب تیره‌ای که هرچه ابر کنار می‌زنم بازت نمی‌یابم؟

من او بدم
من او شدم
با او بدم
بی او شدم
در عشق او چون او شدم
زین رو چنین بی سو شدم
در او چنین بی سو شدم
در عشق او چون او شدم
چون او شدم
چون او شدم
پیدا شدم
پیدا شدم
پیدای ناپیدا شدم
شیدا شدم
شیدا شدم
شیدا شدم. . .

/ 13 نظر / 136 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیینه

کاش آن روزها می دانستمت بانو آنروزها یک گوشه دیگر کنسرت من نشسته بودم و اشکهایم... از لطفت ممنون بانوی همیشه شاعر

راما

می نویسی و زخمهای کهنه ی من سر باز می کنند

محمدحسین

سلام... با تاخیر سال نو بر شما مبارک... پست قبلی تان بی نهایت زیبا بود. بارها می شود که دوست داریم در خلوت خود مثل برکه ای آرام بنشینیم و دیگران را نگاه کنیم و یا حتی روح را صیقل دهیم اما... به قول سپهری "به سراغ من اگر می آیید..." تا بعد.

لی لا- آبی آسمانی

هممان انگار شکستنی‌تر شدیم ... کسی نمی‌داند اما شکستن چه غروب زیبا و تلخی می‌سازد مگر تجربه کرده باشدش.

یاشار

گاهي گمان نمی كني ولي مي شود گاهي نمی شود ، نمي شود كه نمي شود گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است گاهي نگفته قرعه بنام تو مي شود گاهي گداي گدايي و بخت با تو یار نيست گاهي تمام شهر گداي تو مي شود... !!!

شیخ

آخه این عارفانه است شعرش! یه ذره هم خدا نبود توش، از زمین بود و از خاک...

از باران

salam alan daram in concerto goosh midam mahshare.. daghighan vaghti matlabeto mikhoondam haleto fahmidam.. kheili ghashange kheili... sheyda shodam dar eshghe ao cho ao shodam!!!

بی نام

شیدا شیدا شیدا شدم

فریدون

سلام: این اشعار برای کسانی که بفهمند راهی است برای رهایی. همانجایی که قرآن میگه :«اولئک هم اامفلحون». یعنی اینکه همانا آنان از رستگارانند.خیلی معنی عمیقی داره ولی واسه کی ......