اگر اتللوی من بودی...

وقتی که بسته دست ِ کسی انگار یکباره راه‌های گشایش را،
وقتی نمانده جز تلی از اندوه این کوه لحظه لحظه به سایش را،
آرامش ِ همیشه‌ی من! وقتی دست‌ات پناه بی‌کسی ِ من نیست،
باید کمی مهار کنم در خود این حس بی‌قراری سرکش را
شاید اگر که پیکر ِ تاریک‌ام در خاک، خاک ِ سرد بیارامد
سرمای دست ِ منجمد ِ این گور، گرمای لحظه‌های نوازش را...
«دزدمونا»ی قصه اگر یک‌بار خود راوی ِ روایت ِ خود باشد
دستان ِ بی‌گناه ِ تو در این متن تغییر می‌دهند نگارش را...
بگذار تا «دیاگو»ی این قصه با مرگ ِ من به خواسته‌اش... کافی‌ست!
من هیچ چیز از تو نمی‌خواهم. جز این‌که بس کنیم نمایش را...

                                                                                           دی ۸۵

پی‌نوشت:
دستت را گذاشته‌ای اینجای گلوی من و فشار فشار فشار فشار می‌دهی. من سنگ نیستم. من سنگ نیستم. می‌فهمی؟

 

/ 52 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد روحانی (نجوا کاشانی )

سلامتان باد ، ....... با نام حسين باز شد دفتر عشق روييد زخون ٍ او گل ٍ باور ٍ عشق آن سر که فراز نيزه شد شهر به شهر جانيست ازو دميده در پيکر ٍ عشق ....... التماس دعا

علی ابدالی

سلام دوست عزیز از آشنایی دوباره با بلاگ تان خرسندم ...استفاده بردیم ..."دراکولا در بخار اورانیوم " اولین مجموعه ی شعر دیجیتال در سه زبان فارسی انگلیسی و فرانسوی منتشر شد با یک شعر دیجیتال از این مجموعه به روزم ومنتظر نظر ارزنده ی شما

کفتر چاهی

سلام...... فقط ميتونم بگم محشر بود.... نميدونم چيه ولی حس غرسبی دارن غزلاتت که منو ديوونه ميکنه... آرامش ِ هميشه‌ی من! بگذار تا من شبی دوباره در آغوش‌ات... تا داستان ِ اين تن ِ تنها را با بوسه‌هام پچپچه در گوش‌ات... هی ابر ابر بوسه ببارم مست بر شانه‌هات، گردن و لب‌هايت بر پلک‌های بسته و پيشانی‌ت، انگشت‌هات، گونه، بناگوش‌ات... اين غزلت منو کشت!!

لی لا - آبی آسمانی

شعرت خيلی قشنگ بود فاطی! چطوری اينقدر قشنگ شعر ميگی آخه ؟ :) واقعن در معدود جاهائی تو بلاگ شعر به این خوبی و پختگی دیدم، البته من کلهم اجمعین از شعر چیری حالیم نیستا یعنی به همه میگم به‌به ! ولی خوب بعضی شعرها اونقدر خاصن که ... بازم میگم آفرین به به! خب چی باید بگم؟ آهان بعضی وقتا هم میگم خیلی قشنگ بود عالی بود زیبا بود ولی خارج از این کلمات نیست دیگه :) --- تو سنگ نیستی؟ خب آره میفهمم :) ولی من دوست داشتم سنگ باشم البته از نوع فیروزه‌اش :) --- منو گرفتی؟ نه! خدائی منو گرفتی؟! دددددددددد ولم کن دیگه!!! ااا کلیک راست کن برو تو properties بعد appearance برو توی effects ، حالا standard را به clear type تبديل کن! این چیه؟ IE ایت ورژنش چنده؟ تو مطمئنی از IE استفاده میکنی؟ Opera یا Netscape یا FireFox یا ... نداری؟ این آدرسی که دادی تو IE ورژن تا قبل از 7 که نیست 7 رو هم امروز نصب میکنم ببینم این سر کاریه تو چیه موضوعش. دلم واقعن برات تنگ شده! یعنی واقعنا! خیلی واقعن :* اوضاع روبراه نبود خدا خیر بده مژگانو خیلی لطف کرد... حالا هم خوب نیست اما دیگه ن

لی لا - آبی آسمانی

قربان معرفت مشت مشتت عزيزم :) خانم خيلی مخلصات منیزیم متون هستيم، دمتون گرم مثل جمع زنجير زنای سيد الشهدا ، مرامتون پاک مثل علمکشای چارشونه اش :) مرسی فاطی جون :*

گلناز ميرحسيني

فضای گرم سردخانه با یک شعر ویک مقاله بروز است ومنتظر نظرت عزیز

نازنین

سلام دوست عزیز دلم برای نوشته هات تنگ شده بود می رم بخونم موفق باشی

یه مرد امیدوار

من هيچ نمی‌خواهم...جز اين‌که تمام کنيم نمايش را...چه آرامش غريبی در اين جمله است...

بی نشان

سلام. راستش شايد اصلا برای شما مهم نباشه اما من می خوام بدونم با اينکه سالها شما يکی از لينک های من بوديد و من مرتب به وبلاگ شما سر می زدم و پيام می گذاشتم چرا لينک من رو پاک کرديد . اگه از وبلاگ من خوشتون نميومد يا از خود من می تونستيد از اول لينک نديد. لطفا بيايد و جواب منو بديد چون خيلی برام مهمه. من منصوری هستم که کتابتون رو هم برام به شيراز فرستاديد . خداحافظ