سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٥

کيستی؟!

از چه جنسی هستی بانو؟
از شنل کدام جادوگر بيرون آمدی؟
چه کسی ادعا می‌کند
نوشته‌ای از نوشته‌های تو را دزديده...
دروغ می‌گويد...
چه کسی ادعا می‌کند
دستبند طلای کوچکی از گنجينه‌ات به سرقت برده...؟
دروغ ميگويد...
چه کسی ادعا می‌کند
شانه‌ای از شانه‌های عاج‌ات را
ربوده...
دروغ می‌گويد...
چه کسی ادعا می‌کند
ماهی‌ای
از درياهای چشمان‌ات صيد کرده...
دروغ می‌گويد!
چه کسی ادعا می‌کند
عطرت را...
نشانی مردی که برايش نامه می‌نويسی را
کشف کرده...
دروغ می‌گويد!
چه کسی ادعا می‌کند
در مهمان‌خانه‌ای از مهمان‌خانه‌های جهان
با تو عشق‌بازی کرده...
يا تو را به تماشاخانه‌ای از تماشاخانه‌های شهر
دعوت کرده
و برايت سينه‌ريزی از ياسمين هديه آورده...
دروغ می‌گويد...
دروغ می‌گويد...
دروغ می‌گويد!

تو موزه‌ای مهر و موم شده‌ای
شنبه
يکشنبه...
سه‌شنبه
چهارشنبه
همه‌ی روزهای هفته...
موزه‌ای تعطیل
به روی تمامی مردان
در همه‌ی روزهای سال...

شعر از: نزار قبانی
ترجمه: فاطمه حق‌ورديان

 پی‌نوشت:
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها...