|
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٥ روزگارِ آقای O - قسمت چهاردهم
مارچ ۲۰۰۵ هفده روز است خودم را گمْگور کردهام. از آقای O هم خبری نیست. دارم با اندوهام کنار میآیم. یک کمی ترسیدهام. شرارت آن زن مرا میترساند. خیال ندارم دیگر به آقای O فکر کنم. ادامه دارد... |
|