شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٧

و اصبر علی ما یقولون، و اهجرهم هجراً جمیلاً

در فلسفه هم گاهی شعرهای لطیفی هست. مثل این حرف که میگه خداوند از شدت ظهورش مخفی است. در واقع مفهوم این حرف اینه که خداوند اونقدر هست که گویی نیست. اون قدر حضور داره که انگار غایبه. اصلا غیبت‌اش به دلیل شدت ظهورشه. میگن خداوند مثل یک صداست که از اول آفرینش تا آخر اون با یه حالت پیوسته در هستی نواخته میشه. چنین صدایی رو تا قطع نشه کسی نمیتونه بشنوه. در واقع دائمی بودن صدا مانع شنیدن‌اش میشه. شاید به همین دلیله که ما نمی‌تونیم خداوند رو درک کنیم. به نظر من این خیال انگیزترین شعری‌یه که انسان در طول تاریخ سروده... 
(روی ماه خداوند را ببوس/ مصطفی مستور)

پی‌نوشت:
خدا، مادرم و تو، برایم کفایت می‌کنید. حتا اگر همه‌ی دنیا در مقابل‌ام بایستد. . .