پنجشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٦

 

دور دنیا که چرخیده باشی
باز هم دور ِ خودت چرخیده‌ای
راه دوری نخواهی رفت
حتی در خواب‌های آب رفته‌ات
که تیک‌تاک ِ بیداری
مدام تهدیدشان می‌کند.
می‌گویند دنیا کوچک شده‌است
و استوا در آینده‌ای نزدیک
همسایه‌ی خون‌گرم‌ ِ قطب خواهد‌شد.
نه همسفرِ خوش‌باور!
دنیا هرگز کوچک نمی‌شود
ما کوچک شده‌ایم.
آن‌قدر کوچک،
که دیگر هیچ گم‌کرده‌ای نداریم.
دل‌خوش‌ایم که در نیمه‌ی تاریک ِ دنیا
کسی ما را گم کرده‌است
و دربه‌در  دنبال‌مان می‌گردد ‌
کسی که زنگ ِ در را
همیشه بعد از هجرت ِ ما
به صدا در خواهد آورد. . .   (کبریت خیس/ عباس صفاری)

پی‌نوشت:
 روزها به روزمره‌گی ِ تمام می‌گذرد. گاهی به بافتن ِ خیالات ِ دور و دراز. گاهی به درس. گاهی به نوشتن. اندکی به خواندن. اما میان ِ این همه تکرار، هنوز تویی که تازه‌ای. هنوز تویی که تکرار ِ نام ات زیر ِ لب، هربار طعم ِ تازه ای دارد.