دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦

 

چقدر سرخوش‌ام که بعد ِ سه سال دیدم‌ات یکتا. سه سال عمر کمی نیست از دوستی کم سن و سال من و تو. داریم بزرگ می‌شویم یکتا. باور کن!

پی‌نوشت:
پل‌ها و جاده‌ها را
از ياد برده‌ام
اين كه به جايی بروم
دره‌ای را پشت سر بگذارم
و پاييز
از پاهايم بالا آمده و به قلب‌ام رسيده است
اگر بالی داری، بگشا
تو در من خواهی پوسيد...  (رسول یونان)